کسب درآمد دلاری در ایران

وقتی صحبت از بازی های ماجراجویی می شود، بازی کننده های قدیمی بی درنگ به یاد شاهکار سال 1998 استدیوی LucasArts می افتند. Grim Fandango یک ماجراجویی کلاسیک با حال و هوای نئونوآر از «تیم شیفر» معروف است که برای رایانه های شخصی ساخته شد. این عنوان اولین بازی استدیوی لوکاس آرتز بود که از گرافیک سه بعدی بهره می برد.

گریم فندنگو در دنیای مردگان اتفاق می افتد. این را از ظاهر شخصیت های بازی نیز می توان فهمید. گریم فندنگو دارای تمی شبیه فیلم های نوآر مثل «در بارانداز» و «کازابلانکا» است و این موضوع در تک تک بخش های بازی، از داستان و شخصیت ها گرفته تا گرافیک و حتی گیم پلی آن تاثیر گذاشته است.

تبلیغات
پیشگیری و درمان افسردگی

«منی کالاورا» یک مامور انتقال است. در سرزمین مردگان، مامور انتقال به افرادی گفته می شود که وظیفه دارند تا ارواحی را که تازه وارد این سرزمین شده اند، تا «دنیای نهم» همراهی کنند. دنیای نهم مقصد نهایی ارواح مردگان است. افرادی مانند منی که برای «سازمان مرگ» کار می کنند، باید تشخیص بدهند کدام روح در زندگی عادی یک انسان خوب بوده و کدام یک بد؛ سپس این روح های بد و خوب از یکدیگر جدا می شوند؛ خوب ها با «شماره نه» که یک قطار سریع السیر است، در عرض چهار دقیقه به دروازه دنیای نهم سفر می کنند و بدها باید حدود چهار سال با پای پیاده کل سرزمین مردگان را طی کنند تا به دنیای نهم برسند. اکثر این ارواح معمولا از وجود دنیای نهم ناامید شده و در سرزمین مردگان مسئولیتی را به عهده می گیرند و مشغول کار می شوند.

نوستالژی: Shadow of the Colossus
بیشتر ببینید
grimfandango
تمام شخصیت های بازی در یک قاب. نفر جلویی (سمت چپ) خود «تیم شیفر» است!

داستان بازی دارای چهار بخش است که هر بخش در روز 2 نوامبر در چهار سال پیاپی اتفاق می افتند. منی که در شهر «ال مارو» برای سازمان مرگ کار می کند، به عنوان یک مامور انتقال ناموفق شناخته می شود. «دون کوپال» رئیس منی او را تهدید کرده که اگر مشتری های (ارواح تازه وارد به سرزمین مردگان) بهتری را به سازمان معرفی نکند، از کارش اخراج خواهد شد. به همین دلیل منی تصمیم می گیرد تا یکی از مشتری های همکارش «دومینو هارلی» را بدزدد. او با وارد شدن به سیستم شخصی دومینو، «مچه کولومار» که یک روح مونث است را انتخاب می کند. منی پس از یک بررسی سطحی متوجه موردی مشکوک می شود؛ اینکه روح مچه باید به عنوان یک روح خوب در دنیای مردگان شناخته شود، اما سیستم های سازمان او را یک روح بد معرفی می کنند. منی با تحقیق بیشتر پی می برد که دومینو و دون کوپال با دستکاری سیستم های سازمان کاری کرده اند تا ارواح خوب مثل مچه نیز مانند سایر ارواح، بد شناخته شوند. به این ترتیب آنها بلیط های قطار این ارواح را برای خلافکار بزرگ سرزمین شان «هکتور لمنز» جمع آوری می کنند. سپس هکتور این بلیط ها را با قیمتی بسیار زیاد به ارواح ثروتمندی که توانایی خرید آن را دارند می فروشد. منی که می داند به تنهایی نمی تواند از پس هکتور برآید سعی می کند تا با پیدا کردن مچه، او را از این بدبختی نجات دهد. به همین دلیل با کمک راننده اش «گلاتیس» سفری پر مخاطره را آغاز می کند…

این یک محتوای ویژه است!

دسترسی فقط برای کاربران ویژه رسانه ویژن ها ممکن است.

اسپویل!: بررسی داستان بازی Silent Hill
بیشتر ببینید

برای مشاهده محتوا وارد شوید!VIP-icon

ad
کسب درآمد دلاری در ایران

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-)